آذربایجان اودلو ائلیم
بالدان شیرین توركو دیلیم
دالغالاندیریر منیم سئلیم
هیمته قوربان من اولوم.
آسلان كیمی نعره چكه ن
نامردلرین قدین بوكه ن
بابك كیمین رهبر سئچه ن
جراته قوربان من اولوم.
قوی دئییم بیر بابك`یمدن
اؤز یوردومون ار تكیندن
دوشمنلری قیر كؤكوندن
میللته قوربان من اولوم.
جاوانلارین غئیرتی وار
قوجالارین حؤرمتی وار
گئچمیش ائلین عیزتی وار
عیزته قوربان من اولوم.
ساوالان تك داغلاریمیز
چیچكلیدیر باغلاریمیز
كوراوغلوموز٬ نیگاریمیز
قامته قوربان من اولوم.
سازلی صؤحبتلی آشیقلار
اینسانلارا جان باغیشلار
قوی قار یاغسین هم یاغیشلار
صؤحبته قوربان من اولوم.
سرین – سرین بولاقلارین
قویونلارین٬ قوزولارین
یاشیل باشلی سونالارین
قیرآت`ا قوربان من اولوم.
پئیمانه لر دول-ها-دولا
ایگیدلرین ساغدان سولا
جان وئره ریك بیز بو یولدا
قدرته قوربان من اولوم.
یورولماسین ائللریمیز
هئچ سولماسین گوللریمیز
لال اولماسین دیللریمیز
نییته قوربان من اولوم.
دومان داغلار باشیندادیر
بوزقوردلاریم یانیندادیر
خوش گونلریم یاخیندادیر
شؤوكته قوربان من اولوم.
بورا آذربایجان اودلار یوردودور
سانما یوخلاییبدیر سس سیز سمیر سیز
دئمه چؤکوب شهره اؤلوم قورخوسو
گئجه نی دالغا سیز یاشایان دنیز
سحره گؤرورو توفان یوخوسو
باخیشلار پایلاشیر مین بیر گیزلینی
دوداقلار سوسسادا کؤنوللر دویور
یوز ایللر بوکمه ییب ارکین بئلینی
هله ده وارلیقین ، ائلین قورویور
بوز گؤلون مورگولو گؤروب آلدانما
ساوالان کؤکسونده جوشان وولکاندیر
گؤردوگون قارا گون بو ائل بو تورپاق
ایگیدلر بئشیگی آذربایجان دیر
بو یئرده آرخانی گؤره ن گؤزلر وار
هامارلار اوچوروم دؤنوملر دوزدور
بو یئرده یایئنی چکن سازلارین
سنگری ماهنی لار اوخلاری سؤزدور
آتیلان قورشوندور هر بیر بایاتی
ستارخان توفنگی بو گون قلم دیر
بیلگی یاراقینا ساریلان اوزان
کؤکسونده قوپوزو قورقود ده ده م دیر
بو یئرده بئشیکده ن باشلانیر دؤیوش
گئچیلمز یوللاری آشیر لایلالار
قارانلیق گئجه لر قودوراندا قیش
اومود باغچاسیندا گول له نیر باهار
آزادلیق هایقیران بابک قالاسی
چاغلا ایاقلاشان سینماز اوردودور
سوسماز نسیمی سسی سویا رلارسا دا
بورا آذربایجان اودلار یوردودور
|
فرهنگ بازی در آذربایجان |
| نوزاد در گهواره با بازی و بازیچه هایش تسکین مییابد و وقتی پا بگام مینهد آنگاه همه چیز و همه کس را به بازی میگیرد . با کمی دقت میتوان به این نتیجه رسید که در کنه تمامی این بازیها نوعی تقلیدکاری وجود دارد |
|
03/04/2009 |
|
|
|
بازی رفتاری است خلاق که با استعداد حرکت و
اراده بشری انجام گرفته و خود اساسی متکی بر تقلید دارد . بعبارتی دیگر
بازی نسیمی است که از بدو تولد تا مرگ در روح آدمی وزیدن میگیرد . .
دختربچه مادرش را تقلید نموده و با هرچه دم دستش باشد عروسکی درست کرده و
در گهواره ای میخواباند. او این عروسک را در آغوش خود خوابانده و به او
شیر میدهد ...همه این انواع میتواند نوعی تقلید از رفتارهای بزرگترها را
برایمان نمایان سازد . پسر بچه نیز پدر و یا دیگر خویشاوندان مذکر را
تقلید کرده و تکه چوبی را لای پاهای خود گذاشته و همانند اسبی میراند
.خلاصه کلام اینکه کودک در بازیهای خود از محیط اطرافش کاملا تأثیر
میپذیرد . این احساس تقلید بمرور زمان موجب میگردد که فرد بعضی از وقایع
اجتماعی را دراماتیزه نماید . آیا تئاتر خود انعکاسی از وقایع و حوادث
اطرافمان نیست ؟ کودک برای تداوم رشد و بلوغ خود به فعالیتی
مداوم ، مناسب با سن و سال و جنس خود احتیاج داشته و آنرا عملی میسازد .
تمامی این نیازها را میتوان در قالب بازی مشاهده نمود .کودک بوسیله بازی
میتواند از دنیای حقیقی اطرافش کمی هم که باشد رها شده و احساسات خود را
براحتی و آزادانه بیان نماید . احساسات و عقایدی که کودک نمیتواند بدلیل
فشارهای خارجی آنها را براحتی نشان دهد در خلال بازیهای مختلف امکان
نمایان گشتن مییابند . از اینرو میتوان گفت که بازیها حتی بسیاری از
نگرانیهای کودکان را نیز نمایان مینمایند .در این میان شکل گیری شخصیت فرد
و قدرت هماهنگی او با محیط اطرافش نیز خود به بازیهائی بستگی دارد که در
دوران کودکی انجام داده است . علی الخصوص بازیهای گروهی برای شکل گیری
شخصیت اجتماعی کودک در آینده نیز بسیار کارآمد میباشد . بازی رشد فیزیکی ، اجتماعی و احساسی کودک را
تحت تأثیر قرار داده و در عین حال نیز میتواند قدرت ذهنی و اندیشه کودک را
توسعه ببخشد . زیرا بازی به کودک اجازه میدهد که دوروبر خود را بهتر
شناخته و بتواند مشکلات خود را حل نموده و اشیاء را بررسی نماید . بعضی از
بازیها به استفاده از زبان نیاز داشته و از اینرو موجب توسعه قدرت تکلم و
کاربرد ادبیات میشود . با توسعه تکنولوژی امروزه اغلب کودکان بیشتر
اوقات خود را در مقابل کامپیوتر ها و یا بازیهای تلویزیونی و خود تلویزیون
میگذرانند که همین مسئله آنها را از بازی با هم سن و سالانشان و در عین
حال با بزرگترها و تجربه احساساتی همانند موفقیت ، شکست ، همکاری و اعتماد
بنفس محروم مینماید . این وضعیت یکی از مهمترین مشکلات کشورهای توسعه
یافته بوده و در واقع بزرگترین مشکل کودکان است . همانند تمامی جهان ترک ، بازی در آذربایجان
نیز ریشه در اعماق تاریخ داشته و بسیاری از بازیها از نیاکانمان برایمان
به ارٍث مانده اند . در اینجا به ذکر چند نمونه از بازیهای آذربایجان که
بیشتر در کوچه و خیابان انجام شده و یا هنوز ترتیب مییابد ،ذکر خواهد شد
... یئردن اوجا تعداد بازی کنان این بازی هر چند نفر می
توانند باشند در شروع بازی یکی از آن ها به عنوان گرگ انتخاب شده و بقیه
را دنبال می کند . بازی کنان باید دویده و یک پای خود را در جایی بلند تر
از زمین ( مثل پله – گله دان – جعبه – نردبان و ... ) قرار دهند پای هر که
از زمین جدا باشد در امان است و گرگ نمی تواند او را بگیرد . البته
ایستادن به آن حال هم مدت معینی دارد و باید که بازی کنان مرتبا» بدوند و
تغییر جا دهند به جای او وارد بازی می شود این بازی بسیار متحرک و نشاط
آور است و حتی در داخل اطاق هم می توانند انجام گیرد. زویل داق این بازی مخصوص هوای برفی و یخبندان است
بازی کنان یک قسمت سراشیبی از زمین را با برف کوبیده و سفت می نمایند .
سپس بر رویش لیز می خورند . تا سفت تر و لغزنده تر شود . این بازی بر روی
رود خانه ها و دریاچه های یخ بسته نیز می توانند انجام شود برنده و بازنده
در این بازی نیست مگر این که خود بازی کنان در حد و حدودی معلوم نمایند .
سرسره پلاستیکی نیز این ردیف بازی هاست . توپ عربی برای این بازی باید که تعداد بازی کنان بیش
از چهار نفر باشد بازی کنان به دو دسته تقسیم می شوند و هر دسته در گوشه
مقابل زمین بازی یک محوطه یک متری و یا کمتر را خط کشی کرده و به خود
اختصاص می دهند یک توپ کوچک نیز مورد نیاز این بازی است دسته ای که بازی
را شروع می کنند توپ را از کنار قرار گاه خود به فاصله ای هر چه دور تر
پرتاب می نماید ، در این فاصله یکی از بازی کنان همین تیم از قرارگاه خود
خارج شده و به طرف قرار گاه طرف مقابل می دود در این فاصله اگر تیم مقابل
توپ را بگیرد و نفر دونده را با توپ بزند آن فرد باخته و از بازی کنار می
رود اما اگر نتوانستند بزنند که آن بازی کن به قرار گاه تیم مقابل برسد ،
در همان جا می ماند تا تمامی بازی کنان بدین ترتیب به قرار گاه طرف مقابل
برسند ، و در حقیقت آن را تسخیر نمایند . در زمانی که یکی از بازی کنان
توپ بخورد و دو بازی به دست تیم مقابل می افتد و پایان بازی وقتی است که
اعضای تیمی بطور کامل قرار گاه تیم مقابل را تسخیر نمایند در این بازی
جسما» بازی کنان فعالیت دارند و علاوه بر آن باید که دقت و سرعت عمل و
سنجش موقعیت صحیحی را از خود ارائه دهند. شئرسن خط این بازی به هیچ وجه بدنی ندارد و بین دو
نفر با چند سکه انجام می شود بازی بدین صورت که یکی از بازی کنان سکه را
به طرف هوا پرتاب می کند و بازی کن بعدی قبل از رسیدن آن سکه به زمین باید
بگوید که سکه با کدامین رو به زمین می افتد اگر حدسش درست باشد برنده است
و بر عکس اگر حدسش صحیح نباشد بازنده می شود . ناققیشلی تعداد بازی کنان این بازی هر چند نفر می
توانند باشند . در شروع بازی یکی را به عنوان گرگ انتخاب می کنند گرگ در
حالی که یک پا را جمع کرده و تنها با یک پا به دنبال دیگر بازی کنان می
رود و هر که را گرفت وی به جای گرگ می آید گاهی در شروع بازی شروطی هم
معین می کنند مثلا» گرگ می تواند موقع خستگی پای دیگرش را به زمین گذاشته
و چند ثانیه استراحت کند یا نه و یا آنکه می تواند در حال لی لی کردن پایش
را عوض می کند و یا اینکه گرفتن یک بره کافی است یا باید همه بره ها را
بگیرد و یا اینکه محدوده دویدن و بقیه کجاست ؟ این بازی فعالیت بدنی و
فراوانی دارد و موجب تقویت اراده کودکان می گردد. کباب کباب برای این بازی تعداد بازی کنان باید دو نفر
باشد . این دو نفر روبروی هم می نشینند و یکی کباب می شود و دیگری کباب پز
. سپس آنکه کباب پز است دستهایش را باز می کند و کباب هم دستهایش را باز
کرده و به روی دستهای کباب پز می گذارد سپس کباب پز سعی می کند دستش را از
زیر دست کباب کشیده و در همان حال به روی دست کباب بزند اگر توانست بزند
کماکان کباب پز می ماند ولی اگر نتوانست بزند به جای کباب می نشیند . این
بازی در هر مکان و در هر زمان و توسط هر بازی کن در مقطع سنی می تواند
انجام بگیرد. برای این بازی تعداد بازی کنان هر چند نفر
می توانند باشد . در شروع یکی از بازی کنان به عنوان گرگ انتخاب می شود و
چشم های او را با یک دستمال می بندند سپس بازی شروع شده و گرگ سعی می کند
دیگر بازیکنان را بگیرد . بقیه نیز بدون اینکه صدایی داشته باشند به این
طرف و آن طرف می روند هر کس گرفته شود جای گرگ را می گیرد این بازی در
داخل اطاق هم می توانند انجام بگیرد . بازی نشاط آور است و کودکان آن را
بسیار دوست دارند. جوجه گوزو برای این بازی شش نفر یا بیشتر بازی کن مورد
نیاز است . بازی کنان به دو دسته تقسیم می شوند . دسته ای که بازی را شروع
می کنند در ردیف اول می ایستد و دسته بعد به صورت صف در فاصله ای معین پشت
سر آنها می ایستند در این حال بازی کنان اول دست هایشان را به صورت دور
بین روی چشم هایشان می گذارند تا اطراف را نبینند و تنها روبرو را ببینند
بعد از این مرحله یکی از بازی کنان ردیف عقب به آرامی جلو آمده و یکی از
بازی کنان ردیف جلو را گرفته و به سمت جلو پیش می برد در این حال دوستان
وی می گویند یولداش سنی کیم آپاردی؟ در اینحال باید بازی کن حدس بزند چه
کسی پشتسر اوست اگر حدس او درست باشد به سر جای اول خود بر می گردد ولی
اگر حدسش درست نبا شد به عنوان بازنده در کناری منتظر می ماند تا تمام
دوستانش ببازند و ردیف بعد به بازی بیایند این بازی در هر مکانی که می
تواند انجام بگیرد . نیاز به هیچ وسیله ای ندارد فعالیت بدنی اندکی دارد
ولی باعث رشد هوش و استعداد کودکان می گردد. گیزله ن قاچ این بازی نام های مختلفی دارد از قبیل :
گیزله ن تاپ – گیزله ن باش – گیزله ن باخ – شوبه شوبه . تعداد بازیکنان هر
چند نفر می توانند باشد. در شروع بازی یک نفر انتخاب می شود تا چشم هایش
را ببندد و بقیه در مدت معین که شامل شمردن عدد و یا خواندن شعر می شود ،
می روند و قایم می شوند ، سپس همان بازیکنی که چشم را بسته شمارش را تمام
می کند و به دنبال دیگر بازی کنان می گردد هر یک را که پیدا کند باید
دویده و دستش را به همان جایی که چشم هایش را بسته است بزند و بگوید شوبه
. اگر طرف دیگر سریعتر رفته و شوبه بگوید او برنده مجدد است بعد از اینکه
همه بازی کنان یا پیدا شدند و یا برنده شدند ، همگی جمع شده و آنهایی که
باخته اند دور هم جمه شده و اسمی برای خود انتخاب می کنند و یکی از آنها
برای هر یک اسم میوه – گل – رنگ یا حیوان می گذارند و نام ها را پیش
بازیکنی که چشم ها را بسته می شمارند و او یکی از نام ها را انتخاب می کند
و صاحب نام باید این بار چشم هایش را ببندد . فعالیت بدنی اندکی این بازی
دارد اما از نظر روانی جهت کودکانی که از تنهایی و تاریکی می ترسند بسیار
موثر ومفید می باشد و اعتماد به نفس زیادی را موجب می شود. بقيه در صفحه 7 ... دونبالا پستان تعداد بازی کنان این بازی از نقطه نظر وزن
تقسیم می شوند سپس هر دسته بر یک طرف تخته نردبانی که بر روی سطحی کوتاه
قرار گرفته است می نشیند و بالا و پایین بردن آن تخته مدتهاست به تفریح می
پردازند . بئش داش همچنان که از نام این بازی پیداست برای بازی
به پنج سنگ کوچک است به حدی که همگی در یک مشت جا بگیرد در این بازی از دو
نفر الی هر چند نفر می توانند شرکت کنند بازی در فضای باز یا بسته می
تواند انجام بگیرد بازیکنان دور تادور نشسته و نفر اول بازی را با پاشیدن
پنج سنگ بر روی زمین شروع می کند سپس یک سنگ را برداشته و به هوا پرتاب می
کند و تا پایین آمدن آن باید یک سنگ از زمین بردارد در دوره چهارم ، یک
سنگ را به هوا پرتاب کرده و چهار سنگ را همزمان روی زمین قرار می دهد و
مجددا» با پرتاب سنگ چهار را بر می دارد و دور پنجم به نام قیخلاما است در
این دور بعد از پاشیدن سنگها یکی را به هوا پرتاب نموده و با سرعت یک سنگ
در مشت باد دور ششم یاغیش است که در این دور اول یک سنگ به هوا پرتاب می
کند بعدا» دو سنگ و سه سنگ و چهار سنگ را به هوا پرتاب می کند و بی آنکه
به زمین بی افتد سنگ باقیمانده در زمین را بر می دارد دور هفتم این بازی
آلما ده ریب سبده سالما . می باشد در این دور بازی کن یک سنگ را به هوا
پرتاب کرده و قبل از آنکه آن سنگ را بگیرد باید یک سنگ از زمین با دست
راست برداشته و در کف دست چپ خود بگذارد دور هشتم ال اوستی می باشد که
بازی کن یک سنگ را روی دست خود گذاشته و بی آنکه آن سنگ بیفتد باید بقیه
سنگ ها را روی زمین می پاشد یک یک برداشته و به هوا پرتاب می کند و بقیه
را یک به یک از دورازه عبور می دهد . بعد از پایان این دورها بدون سوختن
امتیاز بازی کن به یک می رسد در آخر بازی هر بازی کن که امتیاز بیشتری
داشته باشد برنده محسوب می شود این بازی کن چندان تحرک بدنی ندارد ولی با
نظر دقت و سرعت عمل بخشیدن به بازی کن بسیار مفید است استوپ این بازی که برای انجام آن سه و یا چند نفر
یاز میباشد ، در هوائی آفتابی و بهمراه دختران و پسران انجام میگیرد . هر
قدر تعداد بازیکن زیاد باشد این بازی بهمان اندازه لذت بیشتری خواهد داشت
. کسی که در مرکز قرار داشته و توپی در دست دارد ، توپ را بهوا پرتاب کرده
و نام یکی از هم بازیهایش را با صدای بلند ذکر میکند . تمامی بازیکنان تا
جائی که بتوانند دور میشوند . بازیکنی که توپ را میگرد بلافاصله استوپ
میگوید . همه بازیکنان باید هر کجا که قرار دارند بایستند . بازیکنی که
توپ را در اختیار دارد نزدیکترین بازیکن را هدف قرار داده و آنرا بسویش
پرتاب مینماید .دیگر بازیکنان از جایشان تکان نمیخورند .بازیکنی که مورد
اصابت توپ قرار میگیرد دوباره توپ را بهوا پرتاب کرده و نام بازیکنی را
ذکر میکند . |
| مراسم ازداواج در آذربايجان |
| ازدواج پیوند مقدسی است که در میان مردم آذربایجان از ارزش و احترام والایی برخوردار است و این امر باعث شده است که مراسم مربوط به آن را هر چه با شکوهتر و زیباتر برگزار نماید مراسم ازدواج در سراسر آذربایجان به طور کلی به یک شکل ولی با تفاوت اندکی برگزار می گردد |
|
23/03/2009 |
|
|
|
ازدواج پیوند مقدسی است که در میان مردم
آذربایجان از ارزش و احترام والایی برخوردار است و این امر باعث شده است
که مراسم مربوط به آن را هر چه با شکوهتر و زیباتر برگزار نماید مراسم
ازدواج در سراسر آذربایجان به طور کلی به یک شکل ولی با تفاوت اندکی
برگزار می گردد. در آذربایجان در ماههایی به چند از ماه رمضان عدم ، صفر
خصوصا» در اعیاد ملی و مذهبی برگزار می گردد. در آذربایجان مرسوم است که
دختر یا از طرف پسر یا طرف خواهر و مادر خود انتخاب می شود. پس از انتخاب
خانواده ای مناسب مراسم ائلچی لیک ( خواستگاری ) انجام می گردد. فرهنگ و
ادبیات مردم آذربایجان در هنگام ائلچی لیک ترانه های شیرین و دلنوازی به
عده نوازندگان محلی از طرف اطرافیان پسر خوانده می شود که در این ترانه ها
از دختر خواستگاری می کند. که از ترانه درونی که خوانده می شود ذکر می
گردد: ال آلما گلمیشه م شال آلماغا گلمیشه م الا گوز بیگ اوغلانا یار الماغا گلمیشه م پس از انجام مراسم خواستگاری و موافقت
خانواده ی دختر بساط شور و شادی چیده می شود در برخی نقاط آذربایجان مرسوم
است که با ائلچی پلوسی از میهمانانی که دعوت کرده اند پذیرایی می کنند .
پس از آن ریش سفیدان و بزرگان طایفه دختر و پسر را با مشورت در خانه دختر
گرد هم می آیند و درباره نحوه برگزاری مراسم ازدواج تبادل نظر می کنند و
روز برگزاری بله و برون ( سوز دانیشما ) و عقد و عروسی را تعیین می کنند . در روز تعیین شده عده ای از بزرگان و ریش
سفیدان ممانین به خانه ی دختر دعوت می شوند تا بر طبق رسوم و سنت معمول
مبلغ مهریه را تعیین کنند. البته در میان عشایر آذربایجان برخی از نقاط آن
مرسوم است که خانواده مبلغی را به عنوان باشلیق ( که معادل آن در بین دیگر
استانها شیر بها می باشد دریافت می کنند. پس موافقت کله قندی را که از طرف
خانواده پسر آورده شده است به وسیله ی یکی از بزرگان شکسته شده در سر کله
قند را که هر کس به مادر دختر بدهد از او هدیه ای دریافت خواهد کرد. پس از
مراسم بله و برون ( سوز دانیشما ) مقدمات عقد که شامل خرید انواع پارچه
های رنگی و طلا جواهر برای عروسی و هدایایی به عنوان خلعت برای خانواده ی
عروس می باشد فراهم می گردد در یک روز خجسته با دعوت تعدادی از نزدیکان و
بزرگان با حضور روحانی در خانه دختر برگزار می شود در هنگام خواندن خطبه ی
عقد دختران دم بخت پارچه ی سفیدی را روی سر داماد و عروس گرفته ( تکه هایی
از قند را به علامت طلاوت و شیرینی و دوام زندگی عروس و داماد به یکدیگر
می سایند ترانه های محلی شادی را می خوانند در زمانهای گذشته ملاقات دختر
و پسر با ترس و لرز در صورت معایه بودن و نزدیکی خانه هایشان در دل شب با
یکدیگر ملاقات می کردند. و بایاتی هایی را برای یکدیگر می خواندند که در
روستاهای آذربایجان رسوم است که در شب چهارشنبه سوری داماد از روزنه ی بام
خانه ی دختر ( قورشاق ) یا شال کمر را آویزان می کند و خانواده ی دختر به
آن شال جوراب و دستمال یا هدیه دیگر می بستند که یکی از زیباترین مراسم
آذربایجان است و مصدق شعر استاد شهریار است که می گوید: بایرام دی گئجه قوشو اخوردی اداخلی قیز بیگ جورابین توخوردو هرکس شالینی بیر باجادان سوخوردو ای نه گوزل قایدادی شال سال لاماق بیگ شالینا بایرام سنین باغ لاماق طبق آداب و رسوم آذربایجان دختر تا زمانی که
در خانه ی پدر خود هست از طرف خانواده ی پسر در چهارشنبه سوری ( چهارشنبه
لیغ ) که شامل آجیل و شیرینی و هدایای دیگر به خانواده ی عروس فرستاده می
شود . در آذربایجان مرسوم است که پس از مراسم عقد خانواده دختر یا پسر
اقدام به پا گشایی ( ایاق آشما ) می کنند خویشان و نزدیکان عروس و داماد
آنها را صرف نهار و شام دعوت کرده و به این ترتیب پای عروس و داماد برای
رفت و آمدهای فامیلی باز می شود یکی دیگر از آداب و رسوم جالبی که قبل از
عروسی صورت می گیرد ارسال هدایایی به خانواده هایی که عزادار هستند می
باشد که معمولا» از طرف خانواده ی دختر یا پسر صورت می گیرد تا هم از آنها
اجازه برگزاری مراسم را بگیرند و هم آنها لباس عزای خود را در بیاورند که
به این کار ( یاس لاماق ) گویند و به فردی که این کار و یا رسم را بر جای
می آورند ( زرن کش ) گویند. پس از توافق طرفین مراسم جشن عروسی برگزار
می شود و شور و شوق زیادی در خانواده ی دختر و پسر به پا می شود در خانه ی
داماد بعد از آرایش داماد قربانی کردن گوسفندی با گوشت آن غذایی پخته و با
شام از میهمانان پذیرایی می شود و پس از شام مراسم جشن و پایکوبی و رقص
سنتی آذربایجان شروع می شود و کسانی که در جشن دامادی شرکت دارند به
سلامتی داماد و برای خواندن هر ( ترانه محلی ) و رقص جوانان پولهایی را به
عنوان ساباش هدیه می کنند که یکنفر از ریش سفیدان آنها را جمع آوری و به
داماد می دهد در مراسم جشن عروسی هنوز نوازندگان محلی ( عاشیقلار ) گرمی و
شادی و رونق بیشتری به مجلس می دهند و جوانان با رقص محلی هیجان خاصی در
مجلس بر پا می کنند و عاشیقها با خواندن بایاتیها این شادی و سرور را صد
چندان می کند که گزیده ای از این بایاتی ذکر می گردد: جیبینه توکموشم نوغوللو بادام تویونو ائله دیم اور گدن شادام یاشاسین، ای بورا یغیشان آدام ای بیگ گوروم تویوم مبارک اولسون ساغدوش، سولدوش الین وارالسوم در این مراسم افرادی که رابطه ی دوستانه
نزدیکی دارند خود را به عنوان ساغدوش و سولدوش داماد اعلام می کنند و در
این مراسم از طرف پدر داماد هدایایی به ساغدوش و سولدوش داده می شود
همزمان با این کار ها در خانه داماد ، مراسم جشن و پایکوبی و رقص در خانه
ی دختر نیز بر قرار است. شب خانواده ی داماد عده ی زیادی از دوستان و
آشنایان را برای بردن عروس به خانه ی عروس می آیند تا عروس را با شادی و
سرور به خانه ی بخت ببرند در این هنگام پدر عروس در دم خانه جایی که مردم
با هلهله و شادی منتظر عروسی هستند به گوش دختر زمزمه می کند و چنین دعای
خیر می دهد : « اوغللو قیزلی اولاسان وارلی دولولی اولاسان قان اتائین،
قاین آنانین سوزنده اولاسان خوش گونلر گوره سن ... انشاءالله » . در
آذربایجان در موقع بردن عروس ترانه های محلی زیبایی خوانده می شود مانند :
« وردیک بیردانا الدیق بیر سونا ای قیز اناسی قال یانایانا ».
وقتی عروس به خانه ی داماد می رسد می ایستد و حرکت نمی کند تا پدر بیاید و
به عروس یک تحفه و هدیه ی مناسب بدهد و اجازه ی ورود به خانه را بدهد. بر
طبق رسوم و سنن آذربایجان درشب عروسی عروس را روی صندلی می نشانند و روی
سر او کاسه ای می گذارند تا بر داخل آن پول بریزند در این میان ساغدوش
عروس کاسه را برداشته و فرار می کند و عروس او را گرفته و هدیه ای به او
می دهد و این مراسم را دوواق قاپماق گویند. در صبح عروسی یا چند روز بعد
از آن اقوام و خویشان نزدیک خانواده ی عروس و داماد به عنوان پاتختی به
خانه ی عروس و داماد می روند و آغاز زندگی جدید را به آنان تبریک می گویند
و هدایایی را به آنها تقدیم می کنند و خانواده ی داماد با ناهار از آنها
پذیرایی می کنند این چند سطر گذری کوتاه بر مراسم عروسی در آذربایجان بوده
است. |
|
«ساری گَلین»: ایده هنر رهایی بخش آذربایجان |
| رقص ساری گلین یکی از قدیمی ترین و محبوب ترین رقص-های مردمی (folk dances) مردم آذربایجان است. یافته های باستان شناختی در سال 1376 از منطقه سؤنگؤن در شهرستان ورزقان، استان آذربایجان شرقی، قدمت این رقص باستانی را به هزاره های قبل از میلاد می برد. |
|
31/10/2009 |
|
|
|
اصغر ایزدی جیران رقص ساری گلین یکی از قدیمی ترین و محبوب ترین رقص-های مردمی (folk dances) مردم آذربایجان است. یافته های باستان شناختی در سال 1376 از منطقه سؤنگؤن در شهرستان ورزقان، استان آذربایجان شرقی، قدمت این رقص باستانی را به هزاره های قبل از میلاد می برد. بنا به تفسیر محقق برجسته اساطیر و هنر آذربایجان، میرعلی سیدسلامت، این رقص مراسم آزاد کردن خورشید از اسارت است (سیدسلامت 1382). همچنانکه در تصویر سنگ نگاره دیده می شود، انسانی در سمت چپ دستی بر شانه به نشانه ایثار و اهریمنی در سمت راست خورشیدِ اسیر را در دست دارد. رقص ساری گلین، رقص مبارزه برای رهایی خورشیدی است که اهریمن آن را به اسارت برده است. انسانی که برای رهایی آن آمده، چنان شیفته خورشید است که حاضر به فدای جان خویش در راه رهایی آن است. در بررسی هنر آذربایجان بایستی از «ایده ساری گلین» سخن گفت. ایده ساری گلین در «جهان هنر آذربایجان» حکم جهان بینی هنری را دارد؛ هنری که جهان را چنان می نگرد که در آن نور و روشنایی همواره به پرده اسارت ظلمت و تاریکی می رود. جهان نگری، وظیفه هنر آشکار می گردد: بیدار کردن اندیشه رهانیدن عناصر نوری زندگی. هدف این هنر آن است که معنای گمشده زندگی را بدان بازگرداند. جهان هنر آذربایجانی با محوریت قرار دادن اندیشه ساری گلین، عنصر معنابخش را وجود و حضور خورشید به عنوان نماد روشنایی و به دنبال آن نیکی و خیر، در پرتو شعاع های نوری آن، می داند. اما این حضور میسر نمی گردد مگر با عملی اخلاقی: ایثار. هنر آذربایجانی دعوتی است برای انسان ها جهت آماده ساختن خویشتن برای گذشتن از خود، تا دیگری زنده شود. این دیگری هم منبع نور، خورشید، است و هم مخاطبان آن، جامعه. ساری گلین هنگامی که شکل صدا، در قالب موسیقی، به خود می گیرد، پر از حزن و اندوه است؛ وضعیتی که در آن تیرگی و سیاهی حاکم است: از یک طرف در جامعه (به سبب به اسارت رفتن خورشید) و از طرف دیگر در خود خورشید (به سبب در اسارت بودن آن) چراکه خورشید در اسارت نور ندارد (نورسیز گؤنش یا خورشید بدون نو). تأیل یا برگرداندن چنین برداشتی از جهان زیست، روایت جهانی است که هم اکنون در آن زیست می کنیم. جهانی که به موجب بی توجهی به جلوه های نورانی نیکی در ارتباط انسانی، درگیر روابط تیره گشته و در این تیرگی و ظلمت، جهانی ظلمانی آفریده که در آن یکی از مهمترین ابعاد زندگی انسان، اخلاق، رخت بر بسته است. اخلاقی که اصلی ترین عامل نجات جهان بی نور است. هنر متأثر از ایده ساری گلین فراخوانی است به سوی اخلاق. درک دیگری و فهم موقعیت غیرانسانی آن محور این کنش اخلاقی است. کنش اخلاقی تجلی یافته در این هنر ایثار است. کنشی که منافع خود را وامی نهد و به دنبال برآوردن نیازهای دیگری است. نقطه اوج این ایثار زمانی آشکار می گردد که نه تنها ایثارگر منافع وابسته به خود را رها می کند بلکه خود را نیز در معرض چنین ایثاری قرار می دهد: قربانی. مناسک قربانی صحنه اصلی هنر رهایی بخش است. نه رهایی خود که رهایی دیگری. هنر آذربایجان در انواع خود این اندیشه رهایی بخشی به دیگری را بازنمود می سازد: هنر صخره ای با نگاره رقص ساری گلین، هنر موسیقی با آهنگ ساری گلین، هنر رقص با رقص ساری گلین، هنر گلیم بافی با طرح های خورشید اسیر. علاوه بر این اساطیر منطقه آذربایجان در اسطوره هایی مانند دده قورقود کیتابی (لوئیس 1379)، اَصلی و کَرَم (قمری 1354) و ... مبانی روایی این ایده رهایی بخش را فراهم می آورند. در این روایت های اساطیری پسر به خواستگاری دختری می رود که فرزند قاراملیک به معنای پادشاه سیاه (در اصلی- کرم) و قاراتؤکور به معنای کسی که سیاهی می ریزد (در دده قورقود) نمایندگان نیروهای اهریمنی است. خواستگاری پسران از دختران، در حکم رهایی از بند نیروهای تاریکی و شر است. اما در اغلب روایت ها لازمه تحقق چنین ازدواجی مبارزه و ادیسه ای سخت است. در دستان های مختلف اسطوره دده قورقود، قهرمانان دستان ها، همچون قانتورالی (در دستان ششم) و به یه ره ک (در دستان سوم)، بایستی با حریفان و درواقع نیروهای متضاد خود یعنی سیاهی، همچون گاوهای سیاه، مبارزه کنند. قبل از این قهرمانان، همه خواستگاران در مقابل این نیروهای وحشی کشته شده اند و لذا اعلام آمادگی جهت مبارزه با چنین نیروهای سیاهِ وحشی پیشوازی مرگ است. اما خورشید قوم در اسارت است و سرزمین اهورایی آنان در تاریکی است. پیش از این، در برخی از دستان ها، نیروهای اهریمنی به سرزمین حمله کرده و نمادهای خورشیدی، زنان و دختران، را به اسارت برده اند. بنابراین این مبارزه نه برای حمله که برای دفاع از خود صورت می گیرد. مناسک رقص ساری گلین، بایستی اصلی ترین منسک قوم باشد، چراکه بدون کارکرد این مراسم، یعنی آزاد شدن خورشید و برگشتن آن به محل اصلی خود، دیگر امور جامعه نمی تواند روی دهد. همگی حیات و قوام قوم به آن بستگی دارد که قهرمان آن اسیران و خورشید را نجات داده و به محل اصلی آن در جایگاه خورشید (حجله زرین عروسی) برگرداند. هنرهای دیگری که بر گرد این مناسک آغازین شکل گرفته اند همگی با این ایده مرکزی ایفا می شوند: دعوت به ایثار برای رهایی عناصر نمادین خورشیدی. هنر وسیله ای می شود برای اینکه انسان ها به ایده رهایی و آزادی بیاندیشند و هنرمند تبدیل به شخصیت اصلی این گفتمان می گردد: فردی که خود را قربانی می کند. بنابراین می توان گفت هنر آذربایجان، هنر رهایی بخش است. آزادی نتیجه این هنر رهایی بخش است. آزادی ای که خود مبنای کنش هنری است. ترانه ای مردمی که بر ساکنین منطقه آذربایجان تداعی گر هنر رهایی بخشی است که از ایثار به رهایی می انجامد چنین است: ساچین اوجون هؤرمَزلَر گؤلی قونچَه دَرمَزلَر، ساری گَلین بو سِودا نَه سِودادیر مَنی سَنَه وِرمَزلَر نِینیم آمان آمان، ساری گَلین بو دَرَنین اوزونی چوبان قایتار قوزونی، ساری گَلین نَه اولا بیر گؤن گؤرَم نازلی یاریمین اؤزؤنی، نینیم آمان آمان، ساری گَلین
منابع: - سیدسلامت، میرعلی.، 1382، "ساری گلین" گونشین اهریمن الیندن آزاد اولماسی مراسیمی، تهران، دالغا (نشریه تخصصی موسیقی آذربایجان)، شماره دوم: 4-33. - لوئیس، جفری.، 1379، کتاب دده قورقود، ترجمه فریبا عزبدفتری و محمد حریری اکبری، تهران، نشر قطره. - قمری، سیروس.، 1354، اَصلی ائیله کَرَم، تبریز، انتشارات بنیاد کتابخانه فردوسی تبریز. |




